\documentclass[12pt,a4paper]{article}
\usepackage[top=25mm, bottom=25mm, left=20mm, right=20mm]{geometry}
\usepackage{bidipoem}
\usepackage{quran}
\usepackage[localise]{xepersian}
\settextfont[Scale=1.2]{Yas}
%\settextfont[Scale=1.25]{IRXLotus}
\defpersianfont\quranfont[Scale=1.1]{Scheherazade}
\makeatletter
\bidi@preto\qurantext{\quranfont}
\makeatother
\newcommand\qadd[2]{\quranfont﴿\surahname*[#1] #2﴾}
\title
{مولوی و  ''مدح و قدح``}
\author{به نام خدا\\س. موسوی‌}
\date{\today}
\newcommand*{\poet}[1]{%
    \noalign{%
       \vskip 10pt
        \hfill \footnotesize(#1)
}}
\linespread{1.5}
\begin{document}
\maketitle
\renewcommand\poemcolsepskip{1.0cm}
مدح و مدیحه‌سرایی در تاریخ بشر سابقهٔ طولانی دارد. تمجید و تحسین برای آدمی چیز مطبوعی است. مولوی در این زمینه می‌گوید که:
\begin{traditionalpoem}
 آدمی اوّل حریصِ نان بُوَد & زان که قُوت و نان ستونِ جان بُوَد \\
سوی کسب و سوی غصب و صد حِیَل & جان نهاده بر کف از حرص و اَمَل \\
چون به نادر گشت، مُستغنی ز نان & عاشقِ نام‌ست و مدحِ شاعران\زیرنویس{
\setlatin ۴/۱۱۹۰-۹۲، تصحیح موحد} 
 \end{traditionalpoem}
 انسان در ابتدا، به دنبال رفع نیازهای اولیه خود می‌رود، تا بتواند به زیست خود ادامه دهد، پس از آن که آنها مهیا گشت، آنگاه در پی آوازه است و تحسین شاعران. این تشخیص مولوی عین صواب است، چرا که پاره‌ای از شاعران شعر خود را پیش شاهان می‌آوردند به امید این که خلعت و اِکرام و جاه دریافت کنند. یعنی آنها از همین ویژگی آدمی استفاده و یا سوء استفاده می‌کردند. ناصر خسرو در همین زمینه می‌گوید که:
 \begin{traditionalpoem}
من آنم که در پایِ خوکان نریزم & مر این قیمتی دُرِّ لفظِ دَری را
\end{traditionalpoem}
 یعنی آنها از همین ویژگی آدمی استفاده و یا سوء استفاده می‌کردند. ناصر خسرو در همین زمینه می‌گوید
 \begin{traditionalpoem}
من آنم که در پایِ خوکان نریزم & مر این قیمتی دُرِّ لفظِ دَری را
\end{traditionalpoem}
به فاصله ابیات از متن‌های بالای آنها دقت کنید. آیا این رفتار طبیعی است.
\end{document}



\begin{traditionalpoem}
\end{traditionalpoem}