\documentclass[a4paper,12pt,twoside]{article}
\usepackage[top=25mm, bottom=25mm, left=25mm, right=25mm]{geometry}
\usepackage{bidipoem}
\usepackage{ghab}
\usepackage{color}
\usepackage{fancyhdr}
\usepackage{fontspec} % package for new fonts
\usepackage{xepersian}
\settextfont[Scale=1.2]{Yas}
%\settextfont[Scale=1.2]{HM XNiloofar}
\renewcommand\poemcolsepskip{1cm}
%فرمان \poemcolsepskip فاصلهٔ بین مصراع اشعار را تغییر می‌دهد.
\AtBeginDocument{\setlength{\baselineskip}{25pt}}
%فرمان \baselineskip فاصلهٔ بین ابیات را تغییر می‌دهد.
\makeatletter
\newcount\LineNumber \newcount\templinenumber
%در دستور \linenumberskip اگر مقدار مثبت باشد فاصله عدد و بیت کم می‌شود و اگر مقدار منفی باشد فاصله عدد و بیت زیاد می‌شود.
 \newdimen\linenumberskip \linenumberskip=-2em
 \chardef\linestep=5
\def\poemlinenumber{%
    \advance\LineNumber1
    \templinenumber=\LineNumber
   \computelinenumber
   }
 \def\computelinenumber{%
    \ifnum\templinenumber>\linestep
      \advance\templinenumber-\linestep
      \expandafter\computelinenumber
    \else
     \ifnum\templinenumber=\linestep
       \leavevmode\rlap{\kern\linenumberskip\footnotesize\the\LineNumber}%
      \fi
    \fi
   }
 \newenvironment{numberedtraditionalpoem}
   {\everypar{\poemlinenumber}%
     \begin{traditionalpoem}}
    {\end{traditionalpoem}}
%\makeatother
\defpersianfont\nastaliq{IranNastaliq}
\newsavebox\mybox
\newenvironment{storytitle}[1]{%
\noalign{%
\vskip10pt%
\everypar{}%
\darghab[\dimexpr(\poem@width+\poemcolsepskip+\poem@width)]{\centering\nastaliq\Large #1}%
\vskip10pt
}%
}

\makeatother
%مقادیر \vskip10pt فاصله بالا و پایین قاب را از ابیات تعیین می‌کند.
\بگذار\تیتر\storytitle
\title{\nastaliq\LARGE دفتر اوّل}
\date{}
%define the header
\fancypagestyle{mypagestyle}{%
\fancyhf{}% Clear header/footer
  \fancyhead[OC]{\سیاه  دفتر اوّل} % Author on Odd page, Centred
  \fancyhead[EC]{\سیاه مثنوی معنوی } % Title on Even page, Centred
  \fancyfoot[C]{\thepage}%
}
\pagestyle{mypagestyle}
\renewcommand{\headrulewidth}{0pt}
\begin{document}
\maketitle
\begin{numberedtraditionalpoem}


بشنو، این نی چون شکایت می‌کند&از جدایی‌ها حکایت می‌کند\\
کز نیستان تا مرا بُبْریده‌اند&در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند\\
سینه خواهم شَرحه شَرحه از فراق&تا بگویم شرح درد اشتیاق\\
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش&باز جوید روزگار وصل خویش\\
من به‌هر جمعیّتی نالان شدم&جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم\\
هر کسی از ظنّ خود شد یار من&از درون من نجُست اسرار من\\  
سِرّ من از نالهٔ من دور نیست&لیک چشم و گوش را آن نور نیست\\
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست&لیک کس را دیدِ جان دستور نیست\\
آتش‌ست این بانگ نای و {\رنگ{قرمز}نیست باد}&هر که این آتش ندارد {\رنگ{قرمز}نیست‌باد}\\
آتش عشق‌ست کاندر نی فتاد&جوشش عشق‌ست کاندر میْ فتاد\\
نی، حریف هر که از یاری بُرید&پرده‌هااَش پرده‌های ما درید\\
همچو نی زهری و تَریاقی کی دید؟&همچو نی، دمساز و مشاقی کی دید؟\\
نی، حدیثِ راه پُر خون می‌کند&قصّه‌های عشقِ مجنون می‌کند\\
محرم این هوش جُز بیهوش نیست&مر زبان را مُشتری جز گوش نیست\\
در غم ما، روزها بیگاه شد&روزها، با سوزها همراه شد\\
روزها گر رفت، گو رو باک نیست&تو بمان، ای آنک چون تو پاک نیست\\
هر که جز ماهی، ز آبش سیر شد&هر که بی روزی‌ست روزش دیر شد\\
در نیابد حال پُخته هیچ خام&پس سخن کوتاه باید، والسّلام\\
بندْ بگسل، باش آزاد ای پسر&چند باشی بندِ سیم و بندِ زر\\
گر بریزی بحر را در کوزه‌ای&چند گنجد قسمتِ یک روزه‌ای\\
کوزۀ چشم حریصان پُر نشد&تا صدف قانع نشد پُر دُر نشد\\
هر که را جامه ز عشقی چاک شد&او ز حرص و عیبْ، کُلّی پاک شد\\
شاد باش ای عشق خوش سودای ما&ای طبیب جمله علّت‌های ما\\
ای دوای نَخْوت و ناموس ما&ای تو افلاطون و جالینوس ما\\
جسم خاک از عشق بر افلاک شد&کوه در رقص آمد و چالاک شد\\
عشقْ، جانِ طور آمد، عاشقا&طور مست و خَرَّ موسی صَاعِقا\\
با لبِ دَمسازِ خود گر جُفتمی&همچو نی من گفتنی‌ها  گفتمی\\
هر که او از هم‌زبانی شد جدا&بی زبان شد، گر چه دارد صد نوا\\
چونک گُل رفت و گلستان درگذشت&نشنوی زان پس ز بلبل سَرگذشت\\  
جمله معشوق‌ست و عاشق پَرده‌ای&زنده معشوق‌ست و عاشق مرده‌ای\\
چون نباشد عشق را پروای او&او چو مرغی ماند بی پَرْ، وای او\\
من چگونه هوش دارم پیش و پس&چون نباشد نور یارم پیش و پس\\ 
عشق، خواهد کین سخن بیرون بود&آینه، غمّاز نبْود، چون بود؟\\
آینه‌ات، دانی چرا غمّاز نیست&زان‌که زنگار از رخش مُمتاز نیست\\
\storytitle{عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحّت او}
بشنوید ای دوستان این داستان&خود حقیقت نقدِ حال ماست آن\\
بود شاهی در زمانی پیش ازین&مُلکِ دنیا بودش و هم مُلکِ دین\\
اتّفاقاً شاه روزی شد سوار&با خواص خویش از بهر شکار\\
یک کنیزک دید شه بر شاه‌راه&شد غلام آن کنیزک، پادشاه\\
مرغ جانش در قفص چون می‌طپید&داد مال و آن کنیزک را خرید\\     
چون خرید او را و برخوردار شد&آن کنیزک از قضا بیمار شد\\
آن یکی خر داشت پالانش نبود&یافت پالان، گرگ خر را در ربود\\
کوزه بودش، آب می‌نامد به دست&آب را چون یافت، خود کوزه شکست\\
شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست&گفت جان هر دو در دست شماست\\      
جانِ من سَهل‌ست، جان جانم اوست&دردمند و خسته‌ام، درمانم اوست\\
هر که درمان کرد {\رنگ{قرمز}مَر جان} مرا&بُرد گنج و دُرّ و {\رنگ{قرمز}مَرجان} مرا\\
جمله گفتندش که جانبازی کنیم&فهم گِرد آریم و انبازی کنیم\\
هر یکی از ما، مسیحا عالِمی‌ست& هر الم را در کف ما مرهمی‌ست\\
{\رنگ{قرمز}گر خدا خواهد نگفتند} از بطر&پس خدا بنْمودشان عجز بشر\\
ترکِ اِستِثنا مُرادم قَسوتی‌ست&نه همین گفتن، که عارض حالتی‌ست\\
ای بسا ناورده اِستثنا بگُفت&جان او با جانِ استثناست جفت\\
هر چه کردند از علاج و از دوا&گشت رنج افزون و حاجت ناروا
\end{numberedtraditionalpoem}
\end{document}